همزاد کویر

اهل ناکجا آباد.. روزگارم بدنیست.. تکه نانی دارم.. خرده هوشی.. سر سوزن ذوقی.. و دوستانی پاکتر از آب روان که به باغ کمالشان کالم.. و خدایی که در این نزدیکیست..

شک نکن...!
اینده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند!!
قرار نیست من هم دل دیگری را بسوزانم...
برعکس کسی را که وارد زندگی ام میشود...
انقدر خوشبخت میکنم...
که به هر روزی که به جای او نیستی به خودت لعنت بفرستی
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢۳ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

به سلامتی خودمون که همیشه اونی شدیم که بقیه میخواستن…اما هیشکی اونی نشد که
ما

میخواستیم… !!!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٤ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

 

حس خوبیه ...
به خودت میای میبینی ،
 به کسی که رهات کرده و بدجور بهت ظلم کرده ..
دیگه نه نیازی داری..
نه احساسی........
ولی اون ...
داره از بی تو بودن میمیره .......

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٥ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
 

"مــن"

به دنــبال

"تــویی" می گــشت

بــرای " مــــــا " شــدن

دریــغ که 

بــازی را

"او" بــــرد....

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٢ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

دیـــــــگر

استــفــاده نمی کنــم

از میــم مالکــیـــت !!!

شـــب بـخـیــــــر

عـزیــزش

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٢ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٢ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

فرا رسیدن ""ماه میهمانی خدا "" را به همه ی شما دوستان خوبم تبریک عرض میکنم.

                                          «التماس دعا»

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
رﺭﻭﺍﻧﺸﺎﺳﯽ ﻋﺸﻖ:

 
ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﯿﺪ؟
1ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ
2ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ
3ﺟﻨﮕﻞ
...
4ﺩﺍﺧﻞ ﻣﺎﺷﯿﻦ
5 ﻭﺳﻂ ﮐﻮﯾﺮ
6ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻡ
7ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﻮﭼﻪ ﺧﻠﻮﺕ
8ﯾﮑﯽ ﺍﺯﺍﺗﺎﻕ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭ
1ﮔﺰﻳﻨﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻴﺪ
.
.
.
.
 

ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٦ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

تورا دوست میدارم .نمیدانم چرا!؟؟؟

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من

حد و مرزی برای دوست داشتن نمیشناسد

ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام

که چه کس مرا دوست میدارد؟؟؟؟!!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٦ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
وقتی یه آدم میگه:

هیچکس منو دوست نداره ،

منظورش از هیچکس

یک نفر بیشتر نیست . . .

همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !
نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٦ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

شنیــده بودم که خاک سرد است

ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است

که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را....

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٦ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

یادت......

قصه ی همان سیگاریست که سالهاست میگویم:

این دیگرنخ آخر است......

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٩ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
ساده بگم

 برای خودم ...


دلـــم تنگــ شــده

بـــرای تو

و دســـتی که حلقـــه می‌کنــــی دورم ُ ...

و همـــه چـــیزهای بعــدش ..

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
مــن بـلـد نـیـسـتـم در ســایـه ، دوســتـت داشـتـه بــاشـم .

مــن می ‌خــواهـم خــواسـتـنـم گـــوش فـلک را کــر کــند .

مــن می‌خــواهـــم ، هـمـــه بـدانـنـد تو بی هـمـتــایـی

تــا کـــور شــود هـــر آنــکــه نـتــواند دیـــد
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
 

“من” به “تو” بستگی دارم …


حال من را از خودت بپرس !

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
 
خاطرات را باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید.......

 

خاطرات نه سر دارند و نه ته،

بی هوا می آیند تا خفه ات کنند....

میرسند

گاهی وسط یک فکر، گاهی وسط یک خیابان ،سردت می کنند ، داغت میکنند،

رگ خوابت را بلدند .....،

زمینت می زنند،

خاطرات تمام نمی شوند .....،

تمامت میکند!!!!!.....

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

چند روز است....

که از تو پیامی نمی رسد!!

سیم بانان را خبر کنم.....

.....

شاید کاجی افتاده باشد......

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٠ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

نه هوا ابریست.....

و نه بارانی میبارد....

پس بهانه ی دلم برای این همه سنگینی چیست...؟؟؟!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٠ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

شیرین بهانه بود...

فرهاد تیشه میزد تا باور نکند،

صدای مردمانی را که در گوشش می خواندند...

                                         

                                                  " دوستت ندارد "

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٠ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

یکی از بهترین حس ها مالِ وقتیه که؛

ازش جدا میشی و میای خونه...

هنوز دستات بوی عطرشو میده .......

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
صدا میکنم " تـــــــــو " را
این " جان" که میگویی ....
جانم را میگیرد...!!
 
نزن این حرف ها را
دل من جنبه ندارد!
 
موقعی که نیستی ....
دمار از روزگارم در می آورد دوریت....
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست 

که یک نفر احساست رو بفهمه

بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
هی رفیق.....

 

با مـــن مدارا کن !

بعدها، دلت برایم

تنگ خواهد شد...!

 

هیچکس من را نشناخته،

من صاحب ناب ترین احساسات هستم، البته اگر به موقع و به اندازه جوابشان را بدهی...!

عادت ندارم احساساتم را یک طرفه خرج کنم!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم

بگه : " نرو "
 
کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم
 
بگه : صب کن
 منم باهات بیام، تنها نرو...!
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
×عطـ ــ ـر تنتـــ
وقتی عطـ ــ ـر تنتـــ را می خواهم

بiه باد هم التمـاسـ ـ ـ میکنم

خـ ــدا ک جـای خود دارد....

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

مخاطب خاص من:

 آنقدر باورت دارم
که وقتی میگویی:
"باران"

 

 خیس می شوم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
برای من

 

آیه هایی از آغوشت بخوان...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

و صـــــــــــــــدا بِــــــزن مَـــــــــرا ...

مُــــــهم نیستــــ بِـــه چِـــــه اِســـــــمیــــــــ

فَـــــــقَـط "میـــــــــم" مالـــکیتـــــ را اخــــرش

بگــــــــــذار

 میخواهــــــــم بـــــــاور کُـــــــــنم؛

مالــــ تـــــــــو هَـــــــــستَـــــــم....

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

مرد ها هم قلب دارند....
فقط صدایش..یواش تر از صدای قلب یک زن است....

مرد هم در خلوتش برای عشقش گریه میکند....شاید ندیده باشی..

ما همیشه اشک هایش را در آلبوم دلتنگیش قاب میکند..

هر وقت زن بودنت را می بیند...سینه را جلو میدهد..صدایش را کلفت تر میکند...تا مبادا...
لرزش دست هایش را ببینی...

مرد که باشی...دوست داری....از نگاه یک زن مرد باشی...
... ... نه بخاطر زورِ بازوها!
مثل تو دلتنگ میشود...!!!
بچه میشود....بهانه میگیرد...
تو این ها را خوب میدانی....

تمام آرزویش این است که سر روی پاهایت بگذارد...
تا موهایش را نوازش کنی..
عاشق بویِ موهای توست
و بیشتر از تــــو به آغوش نیاز دارد.....

 چون وقت تنهایی....خاطره ی تــ♥ــو امیدوارش میکند....♥

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٦ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
"عشق " من کسیه که : 

 

 

حتی وقتی مث سگ و گربه به جون هم میافتیم,

شب از بغلم جم نمیخوره و میگه: 

آشتی نکردیماااا !!!

ولی من بدون تو خوابم نمیبره...!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ؟؟؟
 ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ

ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻧﺖ ﻫﺴﺖ ﺑﺮﺍﺵ ﺍﻧــــﺠﺎﻡ ﺑﺪﯼ ، ﺁﺧــــﺮﺵ ﺑـﺮﮔﺮﺩﻩ ﺑﮕﻪ :

ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺍﺯﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ...؟

 

گاهی حیفِ تُف که بخوای حواله زندگی کنی!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
غمی نیست......

 

من این دلتنگی ها را

به حساب تو می گذارم

ولی مگذار حسابمان

خیلی زیاد شود...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

یکی از قابلیت های مهمی که هر دختری باید داشته باشه اینه که:
.

.

.

.

.

. بتونه گاهی وقتا تو یکی دو ثانیه همه چیو زهر مار مخاطب خاصش کنه !

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد..!
خوابمان برد ؛
بیدار شدیم ؛

دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم!!!!

                                                                          "حسین پناهی"

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
یه وقتایی هست که باید بری یه گوشه

 

و جریان زندگیت رو فقط مرور کنی

بعدشم بگی:

به سلامتی "خودم" که اینقدر تحمل داشتم!!!!
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
 

چه “ شوری ” میزند دلم ،
وقتی . . .

در چشم دیگران

آنقدر “ شیرین ” میشوی......
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
فرقی نمیکند

بگویم و بدانی

یا ...

نگویم و بدانی ...!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری ...!

جایـی که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.:

 

دلــــــــــــــم.....!!!

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

میدانی..؟؟

یه وقتهایی روی یک تکه کاغذ بنویسی "تعطیل است"

و بچسبانی پشت شیشه افکارت،

باید به خودت استراحت بدهی،

دراز بکشی؛

دست هایت را زیر سرت بگذاری ،به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی،

در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند....

آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند.........

                                                                           (حسین پناهی)

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

گاه دلتنگ می شوم،دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها...

گوشه ای می نشینم،حسرت ها را میشمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را.....

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام ،

کدام خواهش را نشنیده ام ،

و به کدامین دلتنگ خندیده ام که این چنین دلتنگم و دلتنگم و دلتنگ.......

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٧ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

همیشه سخت ترین نقش به بهترین بازیگر تعلق دارد.

شاکی سختی های دنیا نباش....!!

شاید

تو بهترین بازیگر "خدا" باشی!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٩ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

منتظر هیچ دستی

در هیچ جای این دنیا نباش!

اشک هایت را با دست های خودت،

با همین دستمال چرک تنهایی پاک کن

که...

همه ی رهگذران این خیابان شلوغ


مثل تو تنهایند.......!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

مرد: عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده!
زن: از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــگ بووووووود!
مرد: اون که ۱۰۰%… هیکلت همیشه قشنگ بوده…
اصلاً من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد…!


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

به سلامتی اونی که با ما راه نیومد ، ولی برای دیگران دوید!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه‌هاشو سیر کنه, گوشت بدن خودشو می‌کند و می‌داد به جوجه‌هاش می‌خوردند.
زمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه‌هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی، خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

چرا آدمها نمی دانند!!

بعضی وقتا  ؛  "خداحافظ"
«یعنی ...نذار برم»

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد.

اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.

هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

بعد از یک ماه پسرک مرد…

وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت...

مادرپسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

دخترک با ناباوری دید که تمامی سی دی ها بازنشده…

دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…

میدونی چرا گریه میکرد..؟؟؟؟

چون.......

تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی می گذاشت و به پسرک میداد!!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

 

همیشه دلتنگی بود و انتظار

همیشه لبخند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار

امروز دیگر مثل همیشه نیست

 حس و حال من ، مثل گذشته نیست

امروز دیگر مثل همیشه نیست

من هم طاقتی دارم ، صبرم تمام شدنیست..!!

   sms-jok.royablog.com شعرو متن عاشقانه

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

میگن درد رو از هر طرف بخونی میشه درد...


ولی " درمان " رو از آخرکه بخونی، میشه " نامرد "....!!


مواظب باش واسه  دردت به هر درمانی تن ندهی...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

"دوســـتــت دارم" را برای هر دویمان فرستادی !!

هم  مــــن !!

هـــــم او !!!

خیـــانت می کـــــردی یا عــدالــَت  !!!!؟؟؟

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

مـــن ...  تـــــو  ...  مـــا  ...

یادت هست ؟؟؟

تمام شد ...

حــالا ...

تــــو  ... او  ...  شــــما ...

            مــن هم به ســلامــت...!!   ...........

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |
چه تقدیر بدیست !

من....
اینجا بی تو می سازم

و تو....
آنجا با او می سازی…!!!
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات () |

امروز را برای بیان احساس به عزیزانت غنیمت بشمار

شاید فردا احساسی باشد اما دیگر عزیزی نباشد..!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |
هنوز هم
.
از تمام کارهای دنیـــا
.
دلبستن        به              تو                بیشتـر            به            دلـــم            می چسبد.
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

http://s2.picofile.com/file/7590877739/amirxee_blogfa_com.gif

 


دل مرد را بشکنید
کمرش را بشکنید
اما غرورش را نشکنید
مردی که گریه می‌کند
دیگر چیزی برای شکستن ندارد.

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

خدایا.....

 به من زیستنی عطا کن

که در لحظه ی مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،

حسرت نخورم

و مُردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

 

M7.jpg

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

"بم زنده است"

 

«نثار ارواح پاک شهیدان زلزله صلوات»

صمیمانه دست همه ی هموطنان عزیزم را که در حادثه دلخراش زلزله ی بم به هر شکل احساس همدردی نمودند می بوسم

"التماس دعا "

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

در زلزله بم،‌ شهر نابود شد و شهر با خاک یکسان شد تنها شاید یکی یا دو تا ساختمان سالم مانده بود وقتی در بین خرابه ها قدم می زدم دیدم که بر روی یک دیوار کاهگلی، عکس زنی زیبا و خندان چسبیده بود که زلزله هم نتوانسته بود خنده‌اش را به گریه تبدیل کند و شاید صاحب عکس هم دیگر زنده نبود و ببیند عکسش هنوز بر روی دیوار پاربرجاست.

 

بمبعد از زلزله صحنه های غم انگیزی را که در آن عشق موج می زد می دیدی

مادری که بر جنازه دختر کوچکش بوسه می زد و نمی توانستی به او بگویی که دیگر دختری ندارد که او را مادر خطاب کند. مادر نمی توانست دخترش را به خاک بسپارد چون معتقد بود جای فرزند در آغوش مادر است.

 

بم جلو تر که می رفتی پدری را می دیدی که لالایی می خواند و جنازه دو پسرش را حمل می کرد .

پدر به کجا می رفت؟

کسی نمی دانست اما از قبرستان دور می شد تا مجبور نشود دو پاره تن خود را به زیر خاک بفرستد.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |


زلزله بم


زلزله بم
 
 
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

 

ارگ بم قبل از زلزله
 ارگ در صبحدم


ارگ بم بعد از زلزله بم


زلزله بم
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |

تصاویری از حادثه دلخراش زلزله 5دی ماه1382 بم

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٥ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات () |


کار - دندانپزشک - موکب | فروش بک لینک انبوه - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ